على اكبر دهخدا
1194
امثال و حكم ( فارسى )
كجا رسد خربارى باسب جولانى بملك عشق چه خيزد ز كدخدائى عقل . . . ) قاآنى . كجا رسد دم عيسى بگرد آن بادى كه بوى گيسوى جانان بعاشقان آورد . كمال اسمعيل . كجا سود دارد بديوانه پند دلم را نشد پند او سودمند . . . ) نظام وفا . كجا شد فريدون و ضحاك و جم فراز آمد از باد و شد سوى دم . فردوسى . رجوع به : از مرگ خود چاره نيست . . . ، شود . كجا شد فريدون و ضحاك و جم مهان عرب خسروان عجم ( . . . كجا آن بزرگان ساسانيان * ز بهراميان و ز اشكانيان نكوهيدهتر شاه ضحاك بود * كه بيدادگر بود و ناپاك بود فريدون فرخ ستايش ببرد * بمرد او و جاويد نامش نمرد . ) فردوسى . كجا شد كيومرث شاه بلند كجا جم و طهمورث ديو بند كجا شد سيامك شه نازنين كجا رفت هوشنگ با داد و دين جهانشان به خاك اندر افكند پاك برآورد پس گنجهاشان ز خاك از ايشان نمانده است جز نام چيز برفتند و ما رفت خواهيم نيز . اسدى . رجوع به : از مرگ خود چاره . . . ، شود . كجا عيسى طبيب آيد كسى بيمار كى باشد اگر وصل لبش يابم مرا بيمار كى بينى . . . ) اديب صابر . كجا كس انگبين دارد مگس بر گرد خوان دارد ندارم باك از آن هرگز كه دارم انگبين بر خوان . . . ) سنائى . رجوع به : هر كجا شكرستان بود . . . ، شود . كجا گل آمده باشد چه باشد قيمت اجزا نماند قيمت اعراض چون پيدا شود جوهر . . . ) قطران . كجا گردش چرخ مستى خرد مكن ناز و مستى تو اى بىخرد . . . ) مرحوم اديب . كجا گور دشتى است آب و گياست بهين جاى هرجا كه باشم مراست . . . ) اسدى . تمثل : هر كجا باشى تو كام خويشتن يا بى مدام * هر كجا گوران بود آنجا بود آب و گيا . قطران . و رجوع به : البعرة تدل . . . ، شود . كجا گيرد هريسه جاى روغن .